عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کتابخانهای که بسته شد؛ درگذشت کامران فانی، فرهیختهای آرام و تأثیرگذار

کامران فانی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مترجم برجسته، در ۸۱سالگی درگذشت؛ مردی که بیهیاهو دههها در خدمت کتاب و دانشنامهنویسی بود و جامعه کتاب را در سوگ نشاند.
کتابخانهای که خاموش شد
بعضی خبرها شبیه خاموش شدن چراغ نیستند؛ شبیه بسته شدن یک کتابخانهاند. خبر درگذشت کامران فانی از همین جنس بود. مردی که نامش شاید هر روز در تیترها نمیآمد، اما ردّش در صدها کتاب، مقاله، فهرست و ذهنِ اهل کتاب مانده بود. شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴، کامران فانی پس از یک دوره بیماری در بیمارستان سینا در ۸۱سالگی درگذشت و جامعه کتاب برای لحظهای مکث کرد، همانطور که آدم روبهروی قفسهای خالی میایستد و یادش میآید چه چیزی آنجا بوده است.
فرهیختهای بدون ژست
داریوش شایگان او را «انسانِ عهد رنسانس» نامیده بود؛ توصیفی دقیق برای کسی که در چند حوزه جدی کار کرد، بیآنکه در هیچکدام ژست بگیرد. فانی نه فقط مترجم بود، نه فقط کتابدار یا فهرستنویس؛ او حلقه اتصال میان متن و خواننده، میان دانش و جستوجو بود. هرکس سراغش میرفت، معمولاً با یک راه تازه برمیگشت: نام کتابی، مسیری برای مطالعه، یا نگاهی دقیقتر.
از قزوین تا کتابخانه
کامران فانی ۲۵ فروردین ۱۳۲۳ در قزوین به دنیا آمد؛ شهری که خودش دوست داشت «دارالجنه» صدایش کند. کتاب از همان نوجوانی وارد زندگیاش شد؛ نه بهعنوان سرگرمی، بلکه بهعنوان زیست. در دبیرستان، وقتی کتابخانه مدرسه نظم نداشت، خودش دست به فهرستنویسی زد؛ کاری که بعدها فهمید نشانه مسیر آیندهاش بوده است.
او مدتی پزشکی خواند، اما رهایش کرد؛ نه از سر ناتوانی، بلکه از صداقت با خودش. به ادبیات فارسی رفت و کمکم فهمید کتابداری در ایران فقط یک شغل نیست، یک مسئولیت است: نظم دادن به حافظه فرهنگی. همین نگاه او را به یکی از چهرههای اثرگذار کتابداری و کار مرجع تبدیل کرد.
مترجمی با وسواس انتخاب
فانی زود ترجمه را شروع کرد، اما هیچوقت اهل تولید انبوه نبود. از چخوف و کارل چاپک تا متنهایی در تاریخ، اندیشه و هنر، انتخابهایش حسابشده بود. ترجمه برای او پر کردن قفسه نبود؛ اضافه کردن معنا بود. در نقد و معرفی کتاب هم عجله نداشت؛ نه تند مینوشت، نه تبلیغاتی. متن را میخواند، میسنجید و بعد مسیر خواندن را نشان میداد. همین دقت و وسواس، او را به مرجع تبدیل کرد؛ کسی که نظرش وزن داشت، حتی وقتی کوتاه و بیحاشیه بیان میشد.
بیماری، تنهایی و یادآوری تلخ
این اواخر، نام فانی بیشتر با خبرهای درمان و بستری گره خورد؛ از حضور در خانه سالمندان تا انتقال به بیمارستان. روایتهایی درباره بیماریاش منتشر شد، از جمله ابتلا به آلزایمر، اما آنچه پررنگتر بود، یک سؤال قدیمی بود: چرا آدمهایی از این جنس همیشه دیر دیده میشوند؟
فانی حتی در رنج هم اهل نمایش نبود. شاید همین سکوت باعث شد جامعه فرهنگی تازه وقتی نگران شود که خبرها جدی شدند. او دیروز در بیمارستان سینا از دنیا رفت، اما این رفتن بیشتر شبیه جمع شدن آرام یک حضور طولانی بود، نه یک پایان ناگهانی.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰