مادران دو شهید:
ایمان و دلبستگی فرزندان به وطن

روایتهای صمیمی و تأثیرگذار خود از ایمان، دلبستگی و لحظههای خداحافظی با فرزندانشان را بازگو کردند.
مادران شهید حسنان و سنگسری در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی پایگاه خبریتحلیلی سرخهآنلاین، روایتهای صمیمی و تأثیرگذار خود از ایمان، دلبستگی و لحظههای خداحافظی با فرزندانشان را بازگو کردند.
زیبا شکراللهی میگوید پسرم همیشه به ایران و ایمان اهمیت میداد و حتی وقتی از من میخواست برایش نامهای بنویسم، با محبت میگفت هرطور بنویسی همان را میخوانم.
او میگوید روزی از من خواست برایش نامزد کنم؛ میگفت بیستویکساله شده و میخواهد پیش از شهادت احتمالی، با تکمیل نصف ایمانش زندگی مشترک را آغاز کند و آرامش داشته باشد.
مادر ادامه میدهد حسنان با وجود سن کم، مصمم بود به جبهه برود. همسایهها میگفتند نرو، اما او پاسخ میداد شهادت تقسیمشدنی نیست و کسی جای دیگری نمیایستد یا جایگزین نمیشود.
او تأکید داشت تا وقتی جهاد کفایی کامل نشده، رفتن وظیفه است. میگفت اگر ما جوانها نرویم، چه کسی بار دفاع از کشور و مردم را به دوش خواهد کشید و مسئولیت را انجام دهد.
مادر شهید حسین سنگسری روایت خود را اینگونه آغاز میکند: حسین برای عملیات بدر نذر کرده بود و قصد زیارت مشهد داشت، اما مأموریت اجازه نداد و راهی منطقه مهران شد.
او میگوید ابتدا فکر میکردیم عملیات مهم نیست، اما خبر شهادت ناگهانی رسید. پیکر حسین دیر رسید و نه روز در بیخبری گذشت تا نهایتاً به خانه تحویل داده شد.
مادر شهید حسین سنگسری میگوید بعد از شهادت پسرش، روزهای بیخبری سخت گذشت و در نهایت جنازه همراه تعدادی از شهدا به زیارت مشهدالرضا و بارگاه امام رضا برده شد.
مادر با چشمانی اشکآلود میگوید وقتی کنار پیکر رسیدم، گفتم حسین جان زیارت امام حسین و امام رضا نصیبت شد و جنازه همراه تعدادی از شهدا به زیارت مشهدالرضا و بارگاه امام رضا برده شد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰