تاریخ انتشار : یکشنبه 26 بهمن 1404 - 5:11
کد خبر : 14153

مدرس حقوق:

علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود

علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود

حقوقدان و مدرس دانشگاه با بیان اینکه بخش عمده‌ اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ ناشی از نارضایتی عمومی بود، تاکید کرد: اگر واقعاً دلسوزان نظام بخواهند دنبال علت بگردند و به صورت جدی قضیه را مورد بررسی قرار دهند، یکی از راه‌ها برگشت به خود قانون اساسی و اصول معطل مانده‌ آن است.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا؛ ایران در اوایل دی ماه ۱۴۰۴ شاهد اعتراضاتی بود که در گام نخست با همراهی دولت، نیروهای انتظامی و امنیتی به یکی از مسالمت‌آمیزترین اعتراضات چند دهه اخیر بدل شد اما هر چه صفحات تقویم به نیمه دی ماه نزدیک می‌شد، میان‌داری رسانه‌های بیگانه و مداخله مقامات غربی از جمله سران اروپا و آمریکا بر التهابات دامن می‌زد و در نهایت برآیند این دخالت‌ها، مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم و بی‌توجهی به مطالبات آنها در ۱۸ و ۱۹ دی ماه فوران کرد و برابر با آمارهای رسمی بیش از ۳ هزار نفر از ایرانیان قربانی این فواران خشم شدند.

به باور بسیاری از جامعه شناسان، حقوقدان‌ها و فعالان مدنی خشم انباشته شده در اعتراضات ۱۴۰۴ به لحاظ نوع و میزان گستردگی با ادوار پیشین قابل مقایسه نیست و مسئولین و دست اندرکاران نیز از آن زمان تاکنون بارها بر ضرورت شنیدن صدای مردم تاکید کرده‌اند با این حال پرسش بنیادین این است که برای شنیدن صدای مردم چه باید کرد؟ در ادامه سلسله گفتگوهایی در راستای واکاوی ریشه‌های اعتراضات دی ماه در تلویزیون ایرنا میزبان حجت الاسلام محسن رهامی، حقوقدان، فعال سیاسی، مدرس دانشگاه و رئیس بنیاد بین‌المللی صلح بودیم.

در ادامه مشروح گفتگوی تفصیلی با وی را می‌خوانید:

ایرنا: به عنوان اولین سوال، ویژگی اعتراضاتی که در روزهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی ماه در ایران شاهد بودیم، چه مولفه‌هایی بود که آن را از اعتراضات دوره‌های قبل متمایز کرده است؟

محسن رهامی: اعتراضات اخیر از چند جهت با اعتراضات سال‌های گذشته مانند اعتراضات ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ متمایز بود. یکی از تفاوت‌ها، گستردگی اعتراضات بود. سطح اعتراضات این‌گونه نبود که مانند اعتراضات سال‌های گذشته محدود به کوی دانشگاه یا به چند خیابان تهران شود. این‌بار اعتراضات در بسیاری از شهرها و شهرستان های کوچک نیز رخ داد، جایی که پیش از این شاهد چنین حضور گسترده‌ای از مردم در اعتراضات نبودیم.

تفاوت دوم، حجم اعتراضات بود البته منظورم حجم معترضان است. برغم اینکه در گذشته مردم به یک خیابان شهر دعوت می‌شدند، در این اعتراضات، در هر شهر، مردم در چندین خیابان همزمان حضور داشتند. مثلاً در تهران، قم یا اصفهان، مردم در خیابان‌های مختلف تجمع کردند و این برخلاف اعتراضات گذشته بود که معمولاً معترضان در یک یا دو خیابان متمرکز می‌شدند.

 

مدرس حقوق:علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود/ ضرورت بازگشت به اصول قانون اساسی

 

در اعتراضات گذشته شاهد این حجم از خشونت نبودیم نه اینکه خشونت وجود نداشت، بلکه این‌بار با خشونت گسترده‌تری روبه‌رو بودیم.تفاوت سوم، نوع خشونتی بود که به کار رفت زیرا در اعتراضات گذشته شاهد این حجم از خشونت نبودیم نه اینکه خشونت وجود نداشت، بلکه این‌بار با خشونت گسترده‌تری روبه‌رو بودیم. تعداد کشته‌ها، طبق آمارهای رسمی، بیش از ۳۰۰۰ نفر بود و شمار زخمی‌ها که به طور دقیق نمی‌توان آمار آن را تعیین کرد، به بیش از ۱۰ هزار نفر رسید.

تفاوت چهارم از حیث نوع برخورد با اماکن مذهبی و دولتی بود. در گذشته اگر تعرضی به اماکن مذهبی مانند مسجد صورت می‌گرفت کم و انگشت‌شمار بود. اما در این اعتراضات، ما شاهد تعرضات گسترده‌ای به مساجد، دفاتر ائمه جمعه و دیگر اماکن مذهبی بودیم. این‌گونه تعرضات نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن سابقه نداشته است. علاوه بر این، تعرض به اماکن و ماشین‌های دولتی، آمبولانس‌ها و حتی ماشین‌های آتش‌نشانی که برای نجات مردم به خیابان‌ها آمده بودند، به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. در این موارد این اعتراضات از همه تظاهرات‌ گذشته، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، متمایز است. من در بسیاری از تظاهرات‌ قبل از انقلاب حضور داشتم، هم بعد از انقلاب شاهد بوده‌ام و هم از برخی وقایع مطلع بوده‌ام اما این مواردی که اشاره کردم، ویژگی‌های عمده اعتراضات اخیر بودند.

علت عمده اعتراضات، نارضایتی عمومی بود

ایرنا: ریشه این اعتراضات را در چه مسائلی می‌دانید؟

محسن رهامی: بخش عمده‌ای از علت این اعتراضات که در ادامه اعتراضات گذشته مانند سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ صورت گرفت، ناشی از نارضایتی عمومی بود؛ نارضایتی از اوضاع اقتصادی، نحوه مدیریت کشور و سیاست‌های کلان جامعه که باعث بروز این وضعیت شد. این نارضایتی‌ها به هم پیوسته بود و در کنار آن امیدی که دخالت‌های خارجی ایجاد کرده بود نیز موثر واقع شد. به این معنا که در اعتراضات گذشته دخالت‌های خارجی به صورت غیرمستقیم صورت می‌گرفت اما در این دوره رئیس‌جمهور آمریکا به‌طور مستقیم وارد صحنه شد و با اظهاراتش به معترضان امید داد و به آنها گفت که من از شما حمایت می‌کنم و تنها نخواهید ماند!

در اعتراضات گذشته دخالت‌های خارجی به صورت غیرمستقیم صورت می‌گرفت اما در این دوره رئیس‌جمهور آمریکا به‌طور مستقیم وارد صحنه شد.

بسیاری از جریان های خشونت‌طلب که مانند مارهای خفته بودند و به خود جرات ابراز وجود نمی‌دانند از داخل و خارج وارد صحنه شدند و نیروهای خود را سازماندهی کردند. این اعتراضات در تکمیل جنگ ۱۲ روزه صورت گرفت، یعنی با آن حرکتی که آمریکا و اسرائیل نشان دادند، فرماندهان ما را زدند و اولین بار بود که در این سطح وسیع به کشور ما حمله نظامی و هوایی صورت گرفت و فکر می‌کنم که این نیز در امیدوار کردن مخالفین و سازماندهی آن‌ها بی‌تأثیر نبوده است.

زیرا آن‌ها فکر می‌کردند وعده‌هایی که آمریکا داده بعد از قضیه حمله آمریکا به ونزوئلا و دستگیری رئیس‌جمهور آن‌جا و بردنش به کشور خودشان نوعی امیدواری در مخالفان ایجاد کرده بود و فکر می‌کردند با یک حرکت وسیع شاید بتوانند به نتیجه برسند. البته موقعیت ایران بعد از حمله آمریکا و اسرائیل، یعنی جنگ ۱۲ روزه و آسیب‌هایی که در سوریه، لبنان و فلسطین دیدیم نیز نوعی تردید در اقتدار کلان جمهوری اسلامی ایجاد شده بود. این نیز در امیدوار کردن مخالفین و در این که آمریکایی‌ها، اسرائیل و مخالفین بتوانند ضربه نهایی را بزنند، بی‌تأثیر نبوده است.

اعتراضات به علت فقدان احزاب و سازمان‌های مردم‌نهاد به خشونت کشیده شد

ایرنا: در روزهای نخست اعتراضات شاهد بودیم که دولت و پلیس با معترضان همراهی می‌کردند اما در ادامه و در روزهای ۱۸ و ۱۹ این اعتراضات به خشونت کشیده شد. علت آن چیست؟

محسن رهامی: اعتراضات در واقع ابتدا بیشتر صنفی و اقتصادی بود و کمتر رنگ سیاسی داشت، اما به چند جهت به سرعت رنگ خشونت گرفت؛ یکی از جهت این است که ما احزاب و سازمان‌های مردم‌نهادی نداریم که بتوانند اعتراضات مردم را مانند همه دنیا جهت‌دهی و مدیریت کنند.اما در این حرکت‌های اخیر، چنین چیزی وجود نداشت. هیچ مسجد، امام‌جمعه‌ و نهاد رسمی کنترل جمعیت را به عهده نداشت، احزاب هم غایب بودند و نتواسته بودند در طول سال‌های گذشته حضورشان را در سازمان‌دهی حرکت‌های مردمی نشان دهند البته شاید هم فرصت نشد. در سایر کشورهای دنیا احزاب و نهادهای غیردولتی برای راهپیمایی اصناف و مردم از دولت مجوز می‌گیرند و حتی خودشان امنیت را تضمین می‌کنند و گروه‌هایی را برای حفاظت از خود مغازه‌ها و نهادهای دولتی می‌گذارند.

 

۰۰:۰۰
-۰۴:۴۵

Download

 

 

اگر در این اعتراضات نهادهای عمومی و مدنی، روحانیت و دانشگاه‌ها حضور داشتند و سازمان‌دهی می‌کردند قطعاً وضعیت به این شکل نمی‌شد.در نتیجه، آن موجی که ایجاد شد، بلافاصله توسط جریان‌های مخالف کشور و فرصت‌طلب‌ها و کسانی که نمی‌خواهند به هر حال کشور و مردم ایران از بحران‌های اقتصادی عبور کنند و به دنبال این هستند که کشور را به آشوب بکشانند، موج سواری کردند. این جریان‌ها شاید می‌خواستند در ایران چیزی مثل سودان یا لیبی درست کنند بنابراین از فرصت برای موج‌سواری استفاده کردند. اگر در اعتراضات اخیر اصناف، احزاب، نهادهای عمومی و مدنی، روحانیت و دانشگاه‌ها حضور داشتند و مدیریت سازمان‌دهی می‌کردند که از کجا باید شروع کنیم تا کجا باید برویم و چه شعارهایی بدهیم، قطعاً وضعیت به این شکل نمی‌شد.

حتی در تظاهرات قبل از انقلاب، ما برای تجمعات گروه‌های انتظامات درست می‌کردیم و یک پارچه‌ سفیدی به‌عنوان بازوبند برای آنها درست می‌کردیم و مردم به حرف آنها گوش می‌دادنند اما در اعتراضات اخیر – و در غیبت این‌ها – در فاصله یک یا دو روز، تظاهرات تبدیل به هرج و مرج و به خشونت کشیده شد. آن جریان‌های مخالف و کسانی که مخل امنیت بودند، خیلی سریع به موج‌سواران تبدیل شدند و اوضاع از دست اصناف یا معترضین که خواسته‌های صنفی داشتند، کاملاً خارج شد.

ایرنا: چه اتفاقی در این دهه‌های اخیر افتاد که حلقه‌های واسط مانند احزاب، نخبگان و روشنفکران نادیده گرفته شدند و غیبت آن‌ها این هزینه‌ها را برای کشور ایجاد کرده است.

محسن رهامی: این مسئله به سیاست‌های ما در ۳۰ الی ۴۰ سال گذشته باز می‌گردد، در سایر کشورهای جهان احزاب در انتخابات شرکت می‌کنند و در مجلس حضور دارند و هر حزبی که در واقع کرسی‌های بیشتری به دست آورد، دولت تشکیل می‌دهد. در همین همسایگان ما عراق، پاکستان، هندوستان همه جا احزاب را می‌بینید، تا برسیم به کشورهای اروپایی که احزاب نقش واقعی دارند.

در ایران هرگز به احزاب امکان حضور واقعی و تلاش برای کسب کرسی‌های مجلس داده نشد تا بر اساس آن دولت تشکیل دهند و اگر اکثریت مطلق را به دست نیاوردند، دولت ائتلافی تشکیل دهند، یعنی ما در این ۳۰، ۴۰ سال می‌توانستیم به احزاب نقش واقعی بدهیم تا در انتخابات شوراها، مجلس، ریاست‌جمهوری حضور پیدا کنند البته اکنون نیز احزاب حضور دارند اما اکثر آنها احزاب فصلی‌ هستند و با محدودیت‌های شدیدی مواجه‌ می‌شوند و نمی‌توانند کار کنند.

در واقع، با محدودیت‌هایی که برای احزاب ایجاد کردیم، نوعی بدبینی و سوءظن نسبت به فعالیت تشکل های سیاسی ایجاد شد و در چنین مراسم‌ و مسائل اجتماعی که باید صحنه گردان باشند، اصلاً حضور ندارند. از آن طرف هم، نمایندگان مردم، تریبون داران و ائمه جمعه که علی‌القاعده باید با مردم صحبت کرده و آنها را هدایت کنند، وظیفه خود را به درستی ایفا نکرده‌اند. علاوه بر این انتخابات‌هایی که با انواع دخالت‌ها صورت گرفته، مردم مجبور شده‌اند بین لیست موجود رأی بدهند بنابراین احساس کرده‌اند نمایندگان واقعی خودشان حضور ندارند. زیرا اگر این نماینده‌ها، نمایندگان واقعی و مورد اعتماد مردم باشند، باید به میان جمعیت می‌رفتند و از بروز هرج و مرج جلوگیری می‌کردند.

ایرنا: راه خروج از این وضعیت چیست؟

محسن رهامی: اگر واقعاً دلسوزان نظام بخواهند دنبال علت بگردند و باری‌به‌هرجهت با قضیه برخورد نکرده و موضوع را به صورت جدی بررسی کنند، یکی از راه‌ها برگشت به خود قانون اساسی و اصول معطل مانده‌ آن است؛ بنابراین قانون اساسی باید اجرا شود. امروز یک نظر جدی مطرح است که مدعی است در این ۳۰ الی۴۰ سال تجربه نشان داده که این قانون اساسی جوابگوی مسائل کشور ما نیست و نتوانسته مشکلات را حل کند و باید دنبال راهکارهای بیرون از قانون اساسی بگردیم. اما من به‌عنوان کسی که سال‌های سال در دانشگاه‌ها و مراکز مختلف علمی، قانون اساسی و حقوق تدریس کرده‌ام هنوز معتقدم هنوز با همین قانون اساسی می‌شود، کارهایی انجام داد.

معتقدم هنوز با همین قانون اساسی می‌شود، کارهایی انجام داد.

فصل سوم قانون اساسی که مربوط به حقوق ملت است باید احیا شود

قانون اساسی راهکارهای خوبی برای حل مشکلات ما دارد. فصل سوم قانون اساسی که مربوط به حقوق ملت است، باید احیا شود. در این فصل و در اصل ۲۷ درباره آزادی راهپیمایی‌ها صراحت وجود دارد و قابل تفسیر نیست. این اصل می‌گوید: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلامی نباشد، آزاد است». خب، این کی استفاده شده؟ از این چه استفاده‌ای شده؟ تا کجا از آن بهره برده‌ایم؟

 

۰۳:۳۶
-۰۵:۰۴

Download

 

برای تشکیل اجتماعات، راهپیمایی‌ها و تظاهرات، نباید خیلی سخت‌گیر باشیم زیرا قانون اساسی صراحت دارد. در قانون اساسی مشروطه هم این اصل وجود داشت و سابقه آن به بیش از ۱۲۰ سال برمی‌گردد. اصل بیست‌ویکم قانون اساسی مشروطه، می‌گوید: «انجمن‌ها و اجتماعاتی که مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل به نظم نباشند، در تمام مملکت آزاد است، ولی مجتمعین با خود اسلحه نباید داشته باشند و ترتیباتی را که قانون در این مورد مقرر می‌کند باید رعایت نمایند. اجتماعات در شوارع و میدان‌های عمومی هم باید تابع قوانین نظمیه باشد». این اصل در قانون اساسی سابق و فعلی به صراحت آمده است؛ در قسمت حقوق ملت قانون اساسی فعلی، بسیاری از حقوق قانون اساسی گذشته تکرار شده است.

در تظاهرات و راهپیمایی‌هایی که مخل مبانی عمومی نظم نبودند، آیا حقوق معترضین رعایت شد یا نشد؟ رعایت نشد.

البته توجه دارید که این مسئله بیشتر به متمم قانون اساسی سابق بازمی‌گردد که این فصل‌ها وارد شده بود اما مجلس بعد از چهل و چند سال امروز یادش افتاده که راجع به راهپیمایی‌ها قانون تصویب کند. خب، حالا در آن تظاهرات و راهپیمایی‌هایی که مخل مبانی عمومی نظم نبودند، آیا حقوق معترضین رعایت شد یا نشد؟ رعایت نشد. مثلا در قضیه کوی دانشگاه که من وکیل دانشجویان دانشگاه بودم، موضوع اعتراضات بسته شدن یک روزنامه آن هم در داخل کوی دانشگاه بود در آن حوادث نه شیشه‌ای شکسته شد نه به کسی و بانکی حمله شد و خشونتی به خرج داده نشد ولی همان مقدار هم تحمل نشد.

من نیروهای خشونت‌طلبی را ـ حالا نمی‌دانم چه اسمی رویشان بگذاریم ـ به‌عنوان نیروهای به‌اصطلاح آزاد که هر کاری می‌توانستند، انجام بدهند – بعضی‌ها شاید همان اراذل و اوباشی بودند که ریختند داخل کوی دانشگاه و تعداد زیادی از دانشجوها، قریب ۴۰۰ نفر نیز مجروح شدند. من به‌عنوان وکیل دانشجویان هر اندازه پیگیری کردم که این‌ها از کجا آمدند و چرا آمدند، به نتیجه نرسیدم.

کم‌تحملی مسئولین در برابر اعتراضات و بیان خواسته‌ها باعث تجمیع عقده‌ها می‌شود

بنابراین کم‌تحملی مسئولین در برابر اعتراضات و بیان خواسته‌ها باعث تجمیع عقده‌ها می‌شود. حرف‌هایی که به‌راحتی می‌شود با مدیریت دانشگاهیان، روحانیون و احزاب مدیریت کرد تا مردم حرف‌هایشان را بزنند و پلیس و نظام هم امنیت آن‌ها را تضمین کنند. اما اگر کسانی بخواهند به نفع حکومت و در حمایت از مسئولین تظاهرات کنند، هر اندازه لازم باشد، به آن‌ها میدان داده می‌شود که اشکالی ندارد اما باید به کسانی که منتقد هستند هم میدان داده شود. از این به بعد این کار باید انجام شود و احزاب و گروه‌ها را دعوت کنند و بگویند اگر خواسته‌ای دارید، مکانی مشخص شود و مردم اعتراض خود را آنجا مطرح کنند.

مسئولین باید دخالت خود را در زندگی مردم و در بیان خواسته‌های آنها کم کند.باید رؤسای اصناف و بازاریانی که – قبل از ۱۸ و ۱۹ دی، اعتراضات صنفی داشتند بازهم دعوت شوند تا به اعتراضات آنها رسیدگی شود. به‌طور کلی مسئولین باید دخالت خود را در زندگی مردم و در بیان خواسته‌های آنها کم کند و آن حالت نارضایتی و بدبینی که از دخالت آنها در بین مردم ایجاد می‌شود را کاهش دهند. قسمت دیگر این است که مردم می خواهند راهپیمایی کنند و حرف بزنند، جلوی آنها را می‌گیرند. می‌خواهند استخدام شوند فرآیندی به نام گزینش جلوی خیلی از مردم را می‌گیرد؛ یعنی فاصله ایجاد شده است و مردم احساس می‌کنند این مجموعه مال خودشان نیست. بعد از ۳۰ یا ۴۰ سال احتیاجی به ممیزی مردم نداریم و باید امور مردم را به خودشان واگذار کنیم.

بعد از ۳۰ یا ۴۰ سال احتیاجی به ممیزی مردم نداریم و باید امور مردم را به خودشان واگذار کنیم.بالاخره همه ادارات و همه سازمان‌ها کارگزینی دارند. اگر لازم باشد کسی استخدام شود، آن کارگزینی مثلاً از دادگستری استعلام کند. ما اداره سجل کیفری داریم و می‌توانیم استعلام بگیریم که فلان فرد محکومیت دارد یا خیر؟ چرا باید این‌همه نیرو درگیر استخدام مردم کنیم؟ این‌ها باعث تضعیف پایگاه نیروهایی مثل سپاه، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی شده است. چه لزومی دارد برای استخدام در فلان پست حتماً سپاه و وزارت اطلاعات نظر بدهند؟ یک اداره در قوه قضاییه داریم و اگر کسی محکومیت یا بازداشت دارد، می‌توانند سوابق وی را در آن جا بررسی کنند. در نهایت هر کسی که می‌خواهد استخدام شود، کارگزینی، معاونت مالی و اداری آن اداره از آن مرجع استعلام کند، اگر در حدی هست که طبق قانون مجازات اسلامی باعث محرومیت از حقوق اجتماعی شود، رسیدگی کنند.

 

مدرس حقوق:علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود/ ضرورت بازگشت به اصول قانون اساسی

 

بنابراین فاصله مردم از نهادهای امنیتی و حکومت باید کم شود؛ این فاصله زیاد شده است. در گذشته، مردم خودشان پیش‌نماز مسجد می‌آوردند و جمع می‌شدند هزینه‌ها را تأمین می‌کردند اما دولت در مساجد دخالت می‌کند. این دخالت شاید اوایل انقلاب به خاطر پایگاه‌های بسیج لازم بوده اما الان لزومی ندارد و دولت باید دخالت مذهبی را کم کند. بگذارد مسجد مانند مسجد هدایت باشد که آیت‌الله طالقانی در آن درس تفسیر می‌گفت و صدها نفر از نقاط مختلف کشور جمع می‌شدند و گوش می‌کردند. این‌که برای هر مسجدی، فرد امام جماعت باید به امور مساجد که یک نهاد دولتی است برود و بعد هم نهادهای نظامی و نیمه‌نظامی وارد موضوع شوند، عملاً مساجد را از حالت طبیعی‌ آنها یعنی پناهگاه و جایی که مردم را هدایت کرده خارج کرده و دیگر نمی‌تواند خانه مردم باشد.

دخالت دولت در مسائل کشور باید به حداقل برسد

به‌طور کلی، دخالت دولت در مسائل کشور باید به حداقل برسد و فقط به میزانی باشد که برای حفظ امنیت کشور لازم است. در کجای دنیا برای استخدام این همه استعلام لازم است؟ در کجای دنیا این همه گزینش وجود دارد؟ حالا با همه این گزینش‌ها به کجا رسیدیم؟ در حال حاضر در دانشگاه ها نارضایتی نسبت به مسئولین داریم و بحث سهمیه‌ها مطرح است.

فاصله بین مردم و مسئولین باعث شده تا هنگام بروز نارضایتی، مخالفین کشور و نظام روی نارضایتی‌ها سوار شوند

بنابراین این احساس ایجاد شده که کشور برای یک عده خاص است و بقیه غریبه‌ هستند. همان حرفی که یک‌بار هم در تلویزیون گفته شد: «هرکه نمی‌خواهد از کشور برود!». بین مسئولین و مردم فاصله ایجاد شده است و این فاصله و شکاف باعث شده تا هنگامی که موج‌ نارضایتی ایجاد می‌شود، بلافاصله مخالفین کشور و نظام روی آن سوار شوند. در حالی که اگر مردم ببینند مسجد همان مسجدی است که قبل از انقلاب بود – مثلاً مسجدی که آیت‌الله طالقانی در آن تفسیر می‌گفت – خود آنها جلوی هر نوع تعرض را می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند به مسجد اهانت شود.

ایرنا: فرمودید که با همین قانون اساسی می‌توان جامعه را اداره کرد و به اصل بیست‌وهفتم اشاره کردید. کدام اصول دیگر قانون اساسی در این سال‌ها کمتر اجرا شده و اگر بیشتر روی آنها کار شود، نارضایتی مردم کمتر می‌شود؟

محسن رهامی: بله، من هنوز به این مسئله اعتقاد دارم که این قانون اساسی می‌تواند پیاده شود و یک بخش آن مربوط به فصل سوم قانون اساسی می شود که مسائل زیادی در رابطه با حقوق مردم در آن پیش‌بینی شده است. مثلاً در اصل نوزدهم از اوایل این فصل آمده است که مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند، از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود.

طبق قانون اساسی، همه ایرانیان اعم از مسلمان شیعه، مسلمان سنی، مسیحی یا هر دین و مذهبی و به هر نژادی که باشند، مانند کرد یا بلوچ، حقوق مساوی دارند. آیا این الان اجرا می‌شود؟ همه ایرانی‌ها می‌توانند در ادارات استخدام شوند؟ نه. پس اولین اصلی که در فصل سوم داریم، اصل نوزدهم است و اجرا نمی‌شود. چرا هیچ کردی و بلوچی نمی‌تواند به مقام وزارت برسد؟ کجای قانون اساسی گفته است که حق ندارند؟ چرا هیچ مسیحی نمی‌تواند وزیر شود؟ این خلاف قانون اساسی است.

ایرنا: زمان تشکیل دولت چهاردهم، یک قید تحت عنوان تبعیض مثبت قرار دادند تا به عنوان مثال اهل سنت هم بتوانند وارد کابینه شود.

محسن رهامی: وارد کابینه شدند اما نه به عنوان وزیر و رئیس‌جمهور. در اصل بیستم آمده است که همه ملت اعم از زن و مرد یکسان هستند؛ همین را اجرا کنند، صرف زن بودن آیا باید امتیاز منفی باشد؟ ما چند زن داریم که در کشور حقوقدان هستند اما با این حال در شورای نگهبان حضور ندارند؟ من در این زمینه به شورای نگهبان نامه نوشتم. کجای قانون اساسی آمده که خانم‌ها نمی‌توانند حقوقدان و فقیه شورای نگهبان باشند؟ کجای قانون اساسی آمده که فقط باید مردها باشند؟ آیا خانم ها الان با محدودیت در برخی مشاغل و مناصب مواجه نیستند؟

گزینش که در ادارات ما وجود دارد نوعی تفتیش عقاید و مانند انگیزاسیون است که در اروپا بوده و قرن‌ها پیش برچیده شده است.گزینشی که در ادارات ما وجود دارد نوعی تفتیش عقاید و مانند انگیزاسیون است که در اروپا بوده و قرن‌ها پیش برچیده شده است. از متقاضی استخدام می‌پرسند: «شما مقلد کی هستید؟» به مسئولین چه ربطی دارد؟ آیا نماز جمعه می‌روید یا نمی‌روید؟ آیا شما فلان کار را می‌کنید یا نمی‌کنید؟ تفتیش عقاید ممنوع است ولی تحت فشار وجود دارد. این تفسیر باعث می‌شود که بسیاری افراد از اظهار عقیده خودداری کنند. می‌گویند آزادی بیان داریم و نشریات آزاد هستند اما چه اندازه مطبوعاتی داریم که صرف نوشتن یک مقاله بسته می‌شوند؟ من وکیل مدافع مجموعه‌ای از مطبوعات بودم و در یکی از دادگاه‌ها گفتم: «اگر مطلبی در روزنامه‌ای نوشته شود و به مسئولین انتقاد می‌کند باید آنها پاسخ دهند نه این‌که مدیر مسئول روزنامه را زندانی کرده روزنامه را ببندند. بستن روزنامه یا مجله اقدام حقوقی نیست بلکه نقض حقوق است و این‌ها باید اجرا شود.

بستن روزنامه یا مجله اقدام حقوقی نیست بلکه نقض حقوق است.این اصل در مورد احزاب و جمعیت‌ها نیز باید اجرا شود و به تدریج شاهد خواهیم بود که احزاب لیست می‌دهند. اگر بنده کاندیدا شدم و خواستم به مجلس بروم و حق من توسط وزارت کشور ضایع شد باید شوراها و هیات‌های اجرایی به جای شورای نگهبان به این مسئله رسیدگی کنند. در قضایای اخیر هیچ نماینده‌ای در صحنه حضور نداشت که مثلا وسط میدان برود یا جلوی دانشگاه بایستد و بگوید: «من نماینده مردم تهران هستم و خواسته خود را به من بگویید».

به هم ریختن اوضاع جز آشوب، جنگ‌های خیابانی و سودانیزه کردن ایران هیچ نتیجه‌ای ندارد

بنابراین هیچ وقت معتقد نیستم که قانون اساسی جواب نمی‌دهد کلاس‌هایی هم در این زمینه دارم. در شب ۱۸ دی در زمینه قانون اساسی در قم سخنرانی داشتم و موضوع آن، امکان اجرای قانون اساسی بدون پناه بردن به حرکت‌های براندازانه بود. در آن سخنرانی توضیح دادم که براندازی هزینه‌های زیادی دارد و انقلاب هر ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال یکبار هم زیاد است و برغم مدیریت سطح بالای امام از به هم ریختن اوضاع لطمه‌های زیادی دیدیم. به هم ریختن اوضاع جز آشوب، جنگ‌های خیابانی و سودانیزه کردن ایران هیچ نتیجه‌ای ندارد. به نظر من، بخشی دیگر هم در قانون اساسی وجود دارد که بر اساس آن کمک‌های ما به کشورهای خارجی باید در مجلس تصویب شود اما به آن عمل نمی‌شود پس باید به اصل ۵۹ مراجعه کنیم تا تصمیم‌گیری بین مردم توزیع شود.

 

مدرس حقوق:علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود/ ضرورت بازگشت به اصول قانون اساسی

 

براندازی هزینه‌های زیادی دارد و انقلاب هر ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال یکبار هم زیاد است.ایرنا: به ریشه‌یابی خشونت در اعتراضات برگردیم؛ فکر می‌کنید به خشونت کشیده شدن اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، چه پیامدهایی در انحراف مطالبات مردمی داشت؟

محسن رهامی: اولین پیامد آن این بود که آن انسان‌های شریف که روزهای اول آمده بودند و خواسته‌های صنفی و اقتصادی داشتند، حرفشان گم شد دیگر نمی‌توانند خواسته‌های خود را مطرح کنند و آسیب جدی به حرکت‌های صحیح و اصولی وارد شد. دومین پیامد این بود که دیگر احزاب و گروه‌ها کمتر جرات دارند، تقاضای راهپیمایی کنند. سومین پیامد هم این بود که گروه‌های معاند و جریان‌های سوءاستفاده‌کننده و وارد بازی شدند و آن را به هم زدند. این مسئله تجربه خیلی بد بود و از غفلت نیروهای ما استفاده کردند و بیگانگان را امیدوار کردند.

اکنون اقداماتی در حال انجام است تا ریشه‌ها را بشناسیم و پیگیری کنیم، ولی شاید دشمنان فکر نمی‌کردند با حضور وزارت اطلاعات، سپاه، بسیج و این همه تشکیلات نیروی انتظامی – البته ارتش عقبه داخلی ندارد اما بالاخره آن‌ها هم حضور دارند – بتوانند این اندازه خشونت ایجاد کنند، مردم را درگیر کرده و به جامعه را به آشوب بکشانند. فرض اینکه که این وقایع در تکمیل و تداوم جنگ ۱۲ روزه رخ داد، خیلی خطرناک است به همین دلیل می‌گویم باید سریع به قاون اساسی بازگردیم و مردم را بیشتر با خود همراه کرده و با آنها آشتی کنیم. نگرانی من از قسمت‌های بعدی ماجرا است؛ آن‌ها خدای نکرده ممکن است یک حمله شبیه جنگ ۱۲ روزه یا وسیع‌تر را تدارک ببینند و این نوع تظاهرات را به آن حمله و آشوب بچسبانند. مثلاً یک حمله انجام دهند و بعد به طرفداران خود بگویند: «به پادگان‌ها حمله کنید و اسلحه‌ها را به دست بگیرید و مردم را درگیر کنید.» و ایران مثل سودان، سوریه یا لیبی شود که این خیلی خطرناک است.

دولت در معنای وسیع کلمه باید از همه دلسوزانی که در مسئولیت بوده‌اند، دعوت به همکاری کند.به نظر من، دولت – در معنای وسیع کلمه – باید خیلی سریع به موضوع برگردد و از همه دلسوزانی که در مسئولیت بوده‌اند دعوت به همکاری کند. یکی از پیشنهادهایی که من قبلاً هم داده بودم ولی به آن توجه نشد، مربوط به زمان آقای هاشمی رفسنجانی بود. من این پیشنهاد را خدمت ایشان مفصل عرض کردم و موضوع این بود که رهبری با فرمان خود و با اختیارات ناشی از اصل ۱۱۰ قانون اساسی که در آن تصریح شده است: «رهبری می‌تواند برخی از اختیارات خود را به اشخاص و افراد واگذار کند»، رؤسای جمهور قبلی را دعوت کنند، این افراد می‌توانند به عنوان شورای رؤسای‌جمهور گذشته فعالیت کنند.

یک شورای مشورتی از رؤسای جمهور گذشته تشکیل دهیم

در حال حاضر، سه نفر عمدتاً در صحنه و میدان هستند که عبارت هستند از آقای خاتمی، آقای احمدی‌نژاد و آقای روحانی و این‌ها یک سرمایه برای کشور هستند. ممکن است کسی خط و ربط این‌ها را قبول داشته باشد یا نداشته باشد، اما من به عنوان یک واقعیت خارجی عرض می‌کنم که در خیلی کشورها رؤسای جمهور گذشته به طور طبیعی در امور کلان و مشورت‌ و مشارکت دارند. بنابراین ما هم می‌توانیم یک شورای مشورتی از رؤسای جمهور گذشته تشکیل دهیم.

 

۰۰:۰۰
-۰۸:۴۱

Download

 

آقای خاتمی در دو انتخابات، یکی در خرداد ۷۶ و دیگری ۸۰، ۲۱ میلیون رای در دور اول و ۲۴ میلیون رای در دور دوم گرفتند که مجموعاً ۴۵ میلیون رای است و حالا اگر رای آقای احمدی‌نژاد و آقای روحانی هم حساب کنیم، این سه بزرگوار مجموعاً نزدیک به ۱۴۰ میلیون رای در مراحل مختلف کسب کرده‌اند. آقای خاتمی نماد جریان اصلاحات در کشور است، آقای احمدی‌نژاد هم نماد جریان اصولگراست، من کلی و بر اساس منافع کشور عرض می‌کنم، آقای روحانی هم نماد جریان اعتدال در این کشور است. این سه بزرگوار اگر لازم باشد سفر کنند، جلسه بگذارند تا مسائل خارجی‌ کشور سریع حل شود و از این حالت که «امشب ممکن است حمله بشود، فردا ممکن است حمله بشود» خارج شویم.

این حالت، استرس روانی جامعه را بالا می‌برد و فشار روانی ایجاد می‌کند. کسانی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند، جرأت نمی‌کنند سرمایه‌گذاری کنند و پول‌هایشان را وارد بازار نمی‌کنند. نه تنها سرمایه خارجی نمی‌آید بلکه سرمایه داخلی هم فرار می‌کند و مردم پول‌هایشان را به ترکیه، ارمنستان و حتی گرجستان می‌برند. اصلا در این شرایط کدام سرمایه‌گذار خارجی حاضر می‌شود در ایران سرمایه‌گذاری کند؟ باید یک مقدار بازی را وسیع‌تر کنیم؛ من قبلاً هم در ملاقات‌هایی که با مسئولین کشور داشتم، خدمت رهبری عرض کردم که ما هم که در این کشور مسئولیت داشتیم، تلاش و کار کردیم – من در مجلس اول و دوم در سخت‌ترین شرایط جنگ حضور داشتم – فرزندان همین خانه‌ایم، اینجا خانه همه است. ما برای آن‌هایی که به هر حال از هر گروهی و از هر کسی بودند و آسیب دیده‌اند، متاسفیم.

باید خطر جنگ را از کشور دور کنیم/ زمان آقای هاشمی پیشنهاد «سفیران صلح» را دادم

خانه باید امن باشد و خطر جنگ را از کشور دور کنیم. برای دور کردنش باید توان مضاعفی گذاشته شود و اقدامات فعلی شورای عالی امنیت ملی و وزارت خارجه کفایت نمی‌کند. دلیل آن هم همین وضعیت نه جنگ است و نه صلح است که الان وجود دارد. آن زمان پیشنهاد من به آقای هاشمی «سفیران صلح» بود و به ایشان گفتم شما با آقای خاتمی و با رهبری مذاکره کنید و به عربستان و سایر کشورهای عربی تشریف ببرید. به مصر بروید و رابطه برقرار کنید، ایشان گفت پیشنهاد خوبی است و صحبت می‌کنم ولی بعد دیگر خبری نشد که موافقت شد یا خیر.

وقتی بعد از این قضایا اروپا، سپاه پاسداران را که بخشی از نیروهای مسلح کشور است به عنوان جریان تروریستی اعلام می‌کند، مسئله سنگینی و خطرناکی است و صلح جهانی را به خطر می‌اندازد. چون وزارت خارجه به تنهایی زورش نمی‌رسد، آمریکا واروپا هم این کار را می‌کنند. آمریکا در بعضی موارد وزیر خارجه‌اش را نمی‌فرستد بلکه یک سفیر مثل آقای ویتکاف تعیین می‌کند؛ در بسیاری از کشورها از رؤسای جمهور گذشته یا افرادی در آن سطح استفاده می‌کنند.

مدرس حقوق:علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود/ ضرورت بازگشت به اصول قانون اساسی

 

همچنین از سرمایه‌داران بزرگ دنیا دعوت کنیم تا برای سرمایه‌گذاری به ایران بیایند همانطور که پیش از حمله ۱۲ روزه، مقدمات آن فراهم شده بود. باید تضمین بدهیم به آن‌ها که سرمایه‌گذاری کنند و بگوییم سرمایه‌تان را همراه با سود معقول تضمین می‌کنیم بنابراین باید کاری در این سطح انجام بدهیم. اما این میزان که آقایان مدام سخنرانی می‌کنند و دعوت به مقاومت می‌کنند، ما هم قبول داریم و مقاومت کرده‌ایم ولی مردم قبول نمی‌کنند که در معرض خطر قرار گیرند البته آنها می‌فهمند که خطر وجود دارد.

همان‌هایی که شعار «مرگ بر استبداد» می‌دهند، کسی را دعوت می‌کنند که استبداد زاده است و این قبل از آنکه قوت ترامپ یا رضا پهلوی یا نتانیاهو باشد ناشی از ضعف ما است.

وقتی مردم به لحاظ عصبی رنجیده‌اند، آسیب دیده‌اند و از ما دلخور شده‌اند، دیگر اهمیت نمی‌دهند چه بلایی سرشان می‌آید و آیا رضا پهلوی می‌آید کاری برایشان می‌کند یا نه. جالب این است که همان‌هایی که شعار «مرگ بر استبداد» می‌دهند،کسی را دعوت می‌کنند که استبداد زاده است و این قبل از آنکه قوت ترامپ یا رضا پهلوی یا نتانیاهو باشد ناشی از ضعف ما است، نهادهایمان تضعیف شده و رابطه ما با مردم آسیب دیده است.

در تمام حملات تاریخ ایران نهاد مذهب و ملیت ایرانی، کشور را نگه داشته‌اند

ما در طول تاریخ حمله‌های بزرگی مانند جنگ جهانی اول، دوم، حمله مغول، تیمور لنگ، افغان‌ها و … داشتیم و در تمام این حملات نهاد مذهب و روحانیت و ملیت ایرانی، کشور را نگه داشته‌اند. من قطعاً امیدوارم که بتوانیم از این بحران با قوت عبور کنیم اما نگران هستم و این نگرانی ناشی از علاقه، عِرق ملی و مذهبی ما نسبت به کشورما و خانه‌ ما است؛ همه نگران خانه‌مان هستیم و این باعث می‌شود گاهی زبان به انتقاد باز کنیم.

ایرنا: در این روزها که آحاد جامعه از اتفاقات دی‌ماه متأثر هستند و خیلی از خانواده‌ها، مستقیم یا غیرمستقیم از این حوادث آسیب دیده‌اند، مسئولین چه کاری می‌توانند انجام بدهند تا اطمینان و آرامش به جامعه برگردد؟

محسن رهامی: به نظر من، گام بسیار مهم در حال حاضر، اصلاح وضعیت اقتصادی است زیرا مردم نگران درآمد و سفره زندگی‌شان هستند؛ بسیاری از کارمندان و کارگران شرمنده زن و بچه‌هایشان هستند. بنابراین باید اصلاحات اقتصادی اساسی صورت بگیرد و لازمه آن این است که به دنیا اطمینان دهیم که ما قصد جنگ نداریم. باید کمی با دنیا آشتی کنیم؛ فرمودنده‌اند «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» پس باید مدارا کنیم و علاجی نداریم.

جذب سرمایه خارجی مستلزم این است که نهادهای مزاحم و پرهزینه‌ای که میلیاردها میلیارد بودجه می‌گیرند و هیچ سودی برای مردم ندارند، حذف شوند.

جذب سرمایه خارجی و ایجاد بازار کار مستلزم این است که نهادهای مزاحم و پرهزینه‌ای که میلیاردها میلیارد بودجه می‌گیرند و هیچ سودی برای مردم ندارند، حذف شوند. دولت باید دخالتش را در بازار و در گردش امور اقتصادی به حداقل برساند و اقتصاد باید به خود مردم واگذار شود. نهادهای نظامی باید از اقتصاد خارج شوند و امور به شرکت‌ها سپرده شود. استخدام مردم باید آزاد شود و گزینش‌ها حذف شود و تا همه مردم بتوانند کار پیدا کنند. اگر بتوانیم فضایی ایجاد کنیم که تعدادی از شرکت‌های بزرگ آمریکایی و اروپایی بیایند و اینجا سرمایه‌گذاری کنند تا به جای جنس‌های بنجل و دست چندم چینی که در هیچ جا مشتری ندارد و به ما صادر می‌شود، به سمت بازار اروپا و آمریکا برویم، مردم احساس می‌کنند تحولی صورت گرفته است.

اقتصاد مردم که درست شود، مساجد را خود آنها اداره خواهند کرد. لازم نیست شهردار تهران مثلاً در کربلا موکب بزند و این همه تابلو در خیابان‌ها نصب شود. پول شهرداری، پول مردم است؛ پولی که باید به رفتگر و به نظافت شهر داده شود. کارهای مذهبی را بگذارند خود مردم انجام دهند، کربلا هزار و چند صد سال است با پول مردم حفظ شده، مساجد با پول مردم حفظ شده‌اند. دولت باید اولویت‌هایش را روی زندگی مردم و بهبود وضع کارمندان بگذارد. بودجه نهادهای مذهبی و بعضی بنگاه‌های تبلیغاتی باید مورد بازنگری قرار بگیرد و پول آن‌ها را برای افزایش حقوق کارمندان، کارگران، رفتگرها و بالا بردن سطح بیمه مردم اختصاص دهند. مردم باید ببینند که دولت حرف آن‌ها را شنیده است، آقایان می‌گویند که ما اعتراض را می‌شنویم ولی شنیدن که کافی نیست؛ باید عمل کنند.

 

۰۰:۰۰
-۰۴:۳۳

Download

 

مردم باید ببینند که دولت حرف آن‌ها را شنیده است آقایان می‌گویند که ما اعتراض را می‌شنویم ولی شنیدن که کافی نیست؛ باید عمل کنند.

اگر اقتصاد سر و سامان بگیرد، ناوگان آمریکا از منطقه دور می‌شود

اگر اقتصاد سر و سامان بگیرد و ببینند که ایران با مردم خودش در آشتی و صلح است و با دنیا هم در مسیر آشتی قرار گرفته، خودبه‌خود ناوگان آمریکا از منطقه دور می‌شود. اگر داخل خانه اصلاح شود و مردم امیدوار شوند که وضع شان درست می‌شود، قطعاً مردم ما افراد نخبه‌ای هستند و سابقه فرهنگی ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ ساله دارند. این‌ مردم کسانی نیستند که گوش به حرف فردی مثل رضا پهلوی بدهند که تا دیروز پیش نتانیاهو می رفت و از او خواهش می‌کرد به ایران حمله کند؟

دشمنی با حکومت یا روحانیت نباید باعث شود کشور در معرض ناامنی، هرج‌ومرج و جنگ‌های خیابانی قرار بگیرد.

یک خواهش هم از ایرانیان خارج از کشور، از هم‌وطنان عزیزمان دارم؛ شما ممکن است نسبت به رئیس‌جمهور و اداره کشور نقد داشته باشید، همه قابل نقد هستند اما نباید به خاطر اختلاف و نقد با اسرائیل همراهی کنید؛ اینجا خانه شماست، خانه ما هم هست. شما ایرانی هستید؛ پدر و مادرتان اینجا بوده‌اند، از خاک و آب این سرزمین رشد کرده‌اید، اقوامتان اینجا هستند. چرا باید راضی شوید که به خطر نقد به مسئولین، زن و بچه مردم با ترس و لرز از خانه بیرون بیایند؟ این‌ها برادران و خواهران شما هستند و از هر کسی که باشند، هم‌وطن شما هستند.

 

عاطفه نسبت به وطن باید قویتر از استرس نسبت به حکومت باشد، شما از کسی عصبانی هستید، درست اما هیچ یک از اینها باعث نمی‌شود تا کشور را در معرض حمله خارجی قرار دهید. حمله کردن چه نفعی برای شما دارد؟ فرض کنید خدای نکرده نظام سقوط کرد و کشور تبدیل به لیبی یا سودان شد یا خشونت ادامه پیدا کرد، زن و بچه مردم در معرض خطر قرار گرفتند؛ چه چیزی نصیب شما می‌شود؟ «لا یجرمنکم شنآن قوم علی ألا تعدلوا». دشمنی با حکومت یا روحانیت نباید باعث شود کشور در معرض ناامنی، هرج‌ومرج و جنگ‌های خیابانی قرار بگیرد.

بعد از آن اتفاقات کوی دانشگاه، ده‌ها سفر خارجی رفتم، یکی دو سال آلمان بودم، به دانشگاه‌های مختلف آمریکا رفتم، به چین سفر کردم و به کشورهای زیادی به عنوان استاد دانشگاه و محقق دعوت شدم اما در هیچ‌کدام از این سفرها یک کلمه درباره کوی دانشگاه یا مسائلی که در داخل برای خود من پیش آمده بود، صحبت نکردم. گفتم ما اگر حرفی داریم مربوط خانه خودمان است و داخل خانه حرف می‌زنیم. هیچ‌کس مشکلات خانوادگی‌اش را در خیابان فریاد نمی‌زند. ما هم اگر مشکلاتی داریم – که قطعاً داریم و اگر نبود به اینجا نمی‌رسیدیم – باید در داخل خانهٔ خودمان و با کمک همین مردم حل کنیم. این مردم اگر دست به دست هم بدهند، می توانند مشکلات را حل کنند، همان‌طور که با بسیاری از مشکلات بزرگ‌تر دست‌وپنجه نرم کردند و آنها را حل کردند البته با مدیریت صحیح و با کمترین هزینه.

مدرس حقوق:علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود/ ضرورت بازگشت به اصول قانون اساسی

 

به‌عنوان کسانی که ریش‌ خود را در سیاست سفید کردیم، تلاش می‌کنیم راه‌هایی را پیشنهاد دهیم که هزینهٔ کمتری نسبت به راه‌های دیگر داشته باشد.به‌عنوان کسی که سال‌های سال است که وکالت می‌کنم و از وضع زندان‌ها در ایران، آمریکا و آلمان بازدید کرده‌ام، باید بگویم تحمل زندان به خاطر انتقاد کار سخت و اشتباهی است بنابراین هزینهٔ بعضی از امور بسیار بالاست؛ و به‌عنوان کسانی که ریش‌ خود را در سیاست سفید کرده‌ایم، تلاش می‌کنیم راه‌هایی را به حکومت و مردم پیشنهاد دهیم که هزینهٔ کمتری نسبت به راه‌های دیگر داشته باشد.

 

ایرنا: در راستای بازگشت اطمینان و آرامش به جامعه دفتر ریاست جمهوری اطلاعیه را صادر کرد که تا حدودی ادبیاتش با ادبیات دوره‌های مختلفی که می‌شنیدیم، تفاوت دارد. در این اطلاعیه تمام قربانیان حادثه دی ماه «فرزندان ایران» خطاب شده‌اند. ارزیابی‌ شما از این اطلاعیه چیست؟

محسن رهامی: به نظر می‌رسد روحیهٔ مردم‌داری آقای پزشکیان اینجا بروز و ظهور کرده است و ما از ایشان همین انتظار داریم. باید به کسانی که به رئیس‌جمهور نقد وارد می‌کنند چرا گفتید «فرزندان ایران» گفت بالاخره هر کسی کشته شده یا از نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی بوده که به‌وسیلهٔ مخالفین کشته شده است یا از تودهٔ مردم بوده که به هر حال جلوی گلوله واقع شده است. هیچ آماری ارائه نشده که مثلاً ۱۰ یا ۲۰ نفر از این‌ها از اروپا آمده بودند یا مثلاً از منافقین بودند بنابراین تا اینجا همهٔ آمارها از هر طرف، شهروندان ایران هستند و اینکه بگویند آنها فرزندان این آب و خاک هستند، درست است. ممکن است در داخل خانه نزاع واقع شود و دو برادر همدیگه رو بکشند؛ البته پدر خانواده باید تلاش کند تا کار به آنجا نکشد.

 

۰۰:۰۰
-۰۶:۰۵

Download

 

هر کسی که شناسنامه‌اش با کد ملی ایران صادر شده است فرزند این آب و خاک است

مسئولین جامعه باید کاری کنند که در داخل خانواده با همین روش‌هایی که عرض کردم اختلافی پیش نیاید یعنی همه را بازی بدهند اما اگر اختلافی بین فرزندان پیش آمد و یکی کشته شد؛ پدر خانواده نمی‌تواند، بگوید آن فرزندی که کشته، فرزند من نبوده است. هر کسی که شهروند ایرانی است و شناسنامه‌اش با کد ملی ایران صادر شده، فرزند این آب و خاک و برادر ما است. در جنگ صفین، افرادی به معاویه ناسزا می‌گفتند. حضرت امیر (ع) ناراحت شدند، گفتند: آنها مسلمان هستند و شما مسلمان هستید، فرزندان یک پیغمبر، امت و قرآن هستید و همه نماز می‌خوانید پس نباید فحش بدهید. اختلافی بین ما پیش آمده است. گفتند چه بگوییم؟ حضرت فرمودند که بگویید: «اللهم اصلح بیننا و بینکم»؛ خدایا بین ما و آن‌ها صلح ایجاد کن. «احقن دماءنا و دماءهم»؛ خدایا خون ما و خون آن‌ها را حفظ بفرما.

رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور همه ایرانی‌ها اعم از آنهایی که به وی رأی داده‌ یا نداده‌اند، شیعیان دوازده‌ امامی، اهل سنت‌، مسیحیان و غیره است. بنابراین باید دید ما هم همین باشد؛ رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور همه ایرانی‌ها اعم از آنهایی که به وی رأی داده‌ یا نداده‌اند، شیعیان دوازده‌ امامی، اهل سنت‌، مسیحیان و غیره است. مقام معظم رهبری نیز رهبر همه ایرانی‌هاست؛ همهٔ کسانی که شناسنامهٔ ایرانی دارند و شهروند ایرانی محسوب می‌شوند. توجه بفرمایید، همهٔ ایرانی‌ها اعم از مسلمان و مسیحی و ارمنی و یهودی، مشاعاً مالک این خانه‌اند و رهبری نماینده و وکیل آن‌ها است. اصل ۵۶ طبق قانون اساسی به صراحت می گوید مردم به خبرگان رأی می‌دهند و آن‌ها رهبر را انتخاب می‌کنند؛ پس آن رهبر نمایندهٔ مردم و وکیل مردم است.

من قبلاً هم در دانشگاه تهران و در قضایای ۸۸ عرض کردم، چه آن دانشجوهایی که اعتراض کردند، چه آن دانشجوهایی که موافق بودند یا مخالف بودند و به سخنرانی ریختند؛ این‌ها همه فرزندان این خانه‌ هستند ما یک خانهٔ بزرگ به نام ایران و یک خانه بزرگ‌تر به نام جهان داریم. همان‌طور که همه انسان‌هایی که آن‌ سوی دنیا زندگی می‌کنند، برادران ما هستند و از اینکه مثلا مسلمان‌های سین‌کیانگیاگ، برمه یا سودان تحت فشار باشند ناراحت هستیم زیرا ما یک خانواده بزرگی به نام خانواده بشری داریم؛ با آنها همدلی و همراهی می‌کنیم و از غصه و غم آن‌ها ناراحت هستیم، بنابراین از اینکه خانواده‌های ایرانی هم روبه‌روی هم بایستند و خدای نکرده کشته بشوند یا آسیب ببینند، احساس ناراحتی می‌کنیم.

این اقدام دولت از دو جهت بسیار مهم است؛ اول این‌که وقتی آمار می‌دهند، مثلا ممکن است از بیرون بگویند، آمار کشته شدگان ۳ هزار نفر نیست و ۱۰ هزار نفر از قلم افتاده‌اند، می توان به آنها گفت اسامی این افراد را با کدملی اعلام کنید، دوم این است که وقتی وقتی آمار همه کشته شدگان را می‌دهیم یعنی می‌خواهیم نشان دهیم که همه آنها متعلق به خانواده ایرانی هستند؛ حالا آن‌که کشته شده است به بهشت می‌رود یا نمی‌رود ما مسئول دادگاه خداوند نیستیم.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.