در میزگرد جنگ رمضان مطرح شد؛
جنگ رمضان؛ آغاز بازتعریف موازنه قدرت منطقهای ایران

در پی افزایش تنشها میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، «جنگ رمضان» بهعنوان بخشی از یک تقابل راهبردی مطرح شده است؛ رخدادی که به باور کارشناسان میتواند آغازگر بازتعریف موازنه قدرت در خاورمیانه باشد.
به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، در پی تحولات اخیر منطقه و افزایش تنشها میان جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، موضوع «جنگ رمضان» به عنوان یکی از مباحث مهم در تحلیلهای سیاسی و راهبردی مطرح شده است. برخی کارشناسان این رخداد را صرفاً یک درگیری مقطعی نمیدانند، بلکه آن را بخشی از یک روند بلندمدت در تقابل راهبردی میان ایران و محور غربی ارزیابی میکنند. در چنین شرایطی، بررسی ریشهها، اهداف و سناریوهای احتمالی این جنگ، برای فهم آینده تحولات منطقهای و بینالمللی اهمیت ویژهای دارد.
در همین راستا میزگردی تحلیلی با حضور حسین هراسانیان و امید مظفری دو تن از صاحبنظران حوزه مسائل سیاسی و راهبردی برگزار شد. در این نشست، ابعاد مختلف جنگ اخیر، از علل شکلگیری و ماهیت آن گرفته تا سناریوهای احتمالی آینده، تهدیدهای غیرمتعارف و همچنین نقش مردم در امنیت ملی مورد بحث قرار گرفت. آنچه در ادامه میآید مشروح این میزگرد است.
جنگ رمضان ریشه در پروژه نظم نوین جهانی دارد
هراسانیان در پاسخ به این پرسش که علت وقوع جنگ رمضان؛ تجزیه ایران یا جلوگیری از صدور انقلاب است، گفت: محدود کردن علت این جنگ تنها به دو گزینه تجزیه ایران یا جلوگیری از صدور انقلاب، یک نگاه حداقلی است و برای درک بهتر آن باید ابعاد جامعتری را مد نظر قرار داد.
وی ادامه داد: ریشه اصلی این درگیریها را میتوان در پروژهای موسوم به «نظم نوین جهانی» جستوجو کرد؛ پروژهای که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، قدرتهای غربی به رهبری آمریکا از دهههای گذشته برای شکلدهی به نوعی نظام جهانی تحت مدیریت خود دنبال کردهاند. هدف این طرح، ایجاد ساختاری شبیه به یک دهکده جهانی است که در آن آمریکا نقش محور تصمیمگیری را بر عهده داشته باشد.
این کارشناس سیاسی افزود: در این چارچوب، آمریکا کشورها را به چند دسته تقسیم کرده است. دسته نخست متحدان نزدیک آن هستند؛ کشورهایی مانند برخی قدرتهای اروپایی که منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مشترکی با واشنگتن دارند. در این سطح معمولاً تضاد جدی دیده نمیشود زیرا ساختارهای سیاسی و اقتصادی این کشورها تا حد زیادی با الگوی غربی همسو شده است.
هراسانیان ادامه داد: دسته دوم کشورهایی هستند که در موقعیتی میانه قرار دارند؛ کشورهایی که نه متحد راهبردی محسوب میشوند و نه چالش جدی برای هژمونی آمریکا ایجاد میکنند. این کشورها معمولاً در حاشیه رقابتهای بزرگ قرار میگیرند و نقش تعیینکنندهای در معادلات قدرت ندارند.
وی خاطرنشان کرد: اما ماهیت اصلی تقابل با دسته سوم کشورهاست؛ کشورهایی که به دنبال استقلال واقعی هستند یا از نظر ایدئولوژیک با نظام سلطه جهانی تعارض دارند. بسیاری از این کشورها در جهان اسلام قرار دارند و حاضر نیستند در چارچوب هژمونی آمریکا عمل کنند. در نگاه ساختارهای قدرت جهانی، چنین کشورهایی باید یا مهار شوند یا تحت فشار قرار گیرند.
هراسانیان با اشاره به اینکع ایران چه پیش از انقلاب و چه پس از آن همواره به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک و ظرفیتهای گسترده خود مورد توجه قدرتهای بزرگ بوده است، تصریح کرد: اما مسئله اصلی برای آنها استقلال سیاسی و ایدئولوژیکی است که پس از انقلاب اسلامی شکل گرفت و با نظم مطلوب غرب همخوانی ندارد.
هراسانیان تاکید کرد: در کنار این موضوع، مسئله «اسلام سیاسی» نیز به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شده است. برخی تحلیلگران غربی معتقدند اسلامی که در عرصه سیاست و حکمرانی نقش فعال ایفا کند و در برابر سلطه خارجی بایستد، میتواند به الگویی برای سایر ملتها تبدیل شود و همین مسئله باعث حساسیت نسبت به آن شده است.
وی در پایان گفت: در نهایت باید به مسئله اقتصاد مستقل نیز اشاره کرد. حرکت به سمت الگوهای اقتصادی بومی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی میتواند ساختارهای سنتی وابستگی را تغییر دهد. به همین دلیل برخی معتقدند فشارهای سیاسی و امنیتی علیه ایران تا حد زیادی با نگرانی از گسترش چنین الگوهایی مرتبط است.
جنگ رمضان برای جلوگیری از گسترش تمدن اسلامی شکل گرفت
مظفری نیز در پاسخ به این پرسش گفت: نگاه ما به این نبرد تنها در چارچوب تحلیلهای سیاسی معمول خلاصه نمیشود، بلکه آن را میتوان در قالب یک تقابل تاریخی میان دو نوع نگاه به جهان بررسی کرد. در طول تاریخ، بسیاری از درگیریها میان جریاناتی شکل گرفته که هر کدام برداشت متفاوتی از عدالت، قدرت و نظم جهانی داشتهاند و این تقابل همچنان در اشکال مختلف ادامه دارد.
این کارشناس مسائل استراتژیک ادامه داد: دشمنی نظام سلطه با ایران نیز صرفاً محصول سالهای اخیر نیست. این مسئله ریشهای عمیقتر دارد که دستکم به دهههای میانی قرن بیستم بازمیگردد. یکی از نقاط مهم در این روند، کودتای سال ۱۳۳۲ بود که در آن نقش قدرتهای خارجی در تحولات داخلی ایران بسیار برجسته شد و موضوع کنترل منابع انرژی و جهتگیری سیاسی کشور به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل گردید.
وی با تاکید بر اینکه در سالهای اخیر نیز شکلگیری گفتمانهایی مانند «تمدن نوین اسلامی» باعث شده است که برخی تحلیلگران غربی نسبت به گسترش نفوذ فکری و فرهنگی ایران در منطقه و حتی فراتر از آن ابراز نگرانی کنند، خاطرنشان کرد: این نگرانی بیشتر از آن جهت است که چنین گفتمانهایی میتوانند مدلهای جایگزینی برای نظم سیاسی موجود ارائه دهند.
مظفری افزود: در همین چارچوب، برخی مقامات رژیم صهیونیستی نیز بارها اعلام کردهاند که نگرانی اصلی آنها صرفاً توان نظامی ایران نیست، بلکه گسترش نفوذ و قدرت مقاومت در منطقه است. به باور آنها، شکلگیری یک محور قدرتمند منطقهای میتواند موازنههای سنتی قدرت را تغییر دهد.
وی در ادامه با اشاره به اینکه ایران به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک خاص خود همواره در کانون توجه قدرتهای جهانی قرار داشته است، گفت: قرار گرفتن در چهارراه ارتباطی آسیا و دسترسی به منابع گسترده انرژی باعث شده است که این کشور نقش مهمی در معادلات منطقهای و جهانی داشته باشد.
این کارشناس سیاسی با بیان اینکه حمایتهای قدرتهای خارجی از برخی دولتهای منطقه در دورههای مختلف نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است، افزود: هدف بسیاری از این اقدامات، مهار قدرت ایران و جلوگیری از تبدیل شدن آن به یک بازیگر تعیینکننده در معادلات منطقه بوده است.
مظفری در پایان گفت: در مجموع، هدف اصلی فشارها علیه ایران را میتوان محدود کردن قدرت و نفوذ آن در عرصههای مختلف دانست. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این تقابل بخشی از یک رقابت راهبردی بلندمدت است که ابعاد سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک متعددی دارد.
این جنگ، یک جنگ موجودیتی است
مظفری در ادامه این میزگرد در پاسخ به این پرسش که آیا این جنگ می تواند نبرد نهایی و آخرالزمانی باشد، گفت: برای درک ماهیت این جنگ ابتدا باید تفاوت آن با درگیریهای گذشته را مورد توجه قرار داد. در برخی مقاطع پیشین نیز تنشهای جدی در منطقه وجود داشته است، اما درگیریهای اخیر از نظر سطح تقابل و دامنه بازیگران وارد مرحله متفاوتی شده است.
این کارشناس مسائل استراتژیک با بیان اینکه در برخی تحلیلها از این وضعیت با عنوان «جنگ موجودیتی» یاد میشود، افزود: یعنی وضعیتی که در آن طرفین درگیری احساس میکنند مسئله تنها یک اختلاف سیاسی محدود نیست بلکه با مسائل بنیادین مرتبط است. به همین دلیل برخی تصمیمات و مواضع سیاسی در این دوره نشان میدهد که سطح تقابل نسبت به گذشته افزایش یافته و طرفین تلاش میکنند از ابزارهای مختلف برای تقویت موقعیت خود استفاده کنند.
وی با بیان اینکه در سطح راهبردی، یکی از اهدافی که در برخی محافل منطقهای مطرح شده، کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه است، افزود: این موضوع در سالهای اخیر بارها مورد بحث قرار گرفته و نشانههایی از آن در برخی کشورها دیده شده است و در کنار این مسئله، موضوع بازدارندگی نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از کشورها تلاش میکنند با تقویت توان دفاعی خود، هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه خود را افزایش دهند تا احتمال وقوع جنگ کاهش یابد.
مظفری در پایان گفت: بنابراین میتوان گفت تحولات کنونی بخشی از یک روند پیچیده و در حال شکلگیری است که نتیجه آن به عوامل متعددی از جمله تصمیمات سیاسی، وضعیت اقتصاد جهانی و تحولات منطقهای بستگی دارد.
در حال ورود به مرحلهایی از بازتعریف موازنه قدرت هستیم
هراسانیان در پاسخ به این پرسش گفت: نبرد میان جریانهای مختلف قدرت در جهان سابقهای طولانی دارد، اما در سالهای اخیر این تقابل وارد مرحلهای حساستر شده است. در حال حاضر برخی تحلیلگران معتقدند که مرکز ثقل این تقابل به منطقه خاورمیانه منتقل شده است.
وی با بیان اینکه یکی از رویدادهای مهمی که بر معادلات منطقه تأثیر گذاشت، عملیات «طوفان الاقصی» بود، گفت: این رویداد بسیاری از محاسبات امنیتی و سیاسی در منطقه را تحت تأثیر قرار داد و باعث شد روند تحولات با سرعت بیشتری تغییر کند و پس از آن نیز سلسلهای از واکنشها و تحولات نظامی و سیاسی رخ داد که فضای منطقه را وارد مرحله تازهای کرد. این تحولات نشان داد که ساختارهای امنیتی خاورمیانه تا چه اندازه شکننده و در عین حال پویا هستند.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند که روند تحولات ممکن است به تغییرات مهمی در موازنه قدرت منطقهای منجر شود. این تغییرات میتواند شامل کاهش نفوذ برخی بازیگران و افزایش نقش بازیگران دیگر باشد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از موضوعات مهم در این میان مسئله حضور پایگاههای نظامی خارجی در منطقه است. برخی کشورها این حضور را عامل ثبات میدانند، در حالی که برخی دیگر آن را منشأ بیثباتی ارزیابی میکنند.
هراسانیان در پایان با اشاره به اینکه به همین دلیل بحث درباره آینده نظم امنیتی خاورمیانه در سالهای اخیر به یکی از موضوعات مهم در محافل راهبردی تبدیل شده است و سناریوهای مختلفی برای آن مطرح میشود، تصریح کرد: در مجموع به نظر میرسد منطقه در حال ورود به مرحلهای از بازتعریف موازنههای قدرت است؛ مرحلهای که نتیجه آن میتواند شکلگیری ساختار امنیتی جدیدی در خاورمیانه باشد.
مشارکت مردمی از مولفههای قدرت ملی در ایران است
مظفری در پاسخ به آخرین سوال این میزگرد که حول امنیت مردم پایه مطرح شده است از علت و چرایی حضور پرشور مردم در صحنه می گوید، خاطرنشان کرد: یکی از موضوعاتی که همواره برای تحلیلگران خارجی درباره ایران قابل توجه بوده، نقش گسترده مردم در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی است، چراکه ساختار سیاسی کشور بر مدلی استوار است که از آن با عنوان «مردمسالاری دینی» یاد میشود و در آن مشارکت مردمی جایگاه مهمی دارد.
وی ادامه داد: در این مدل، مردم صرفاً تماشاگر روندهای سیاسی نیستند بلکه در بسیاری از تصمیمها و تحولات نقش فعال دارند و این نگاه از ابتدای انقلاب اسلامی مطرح بوده و در سخنان بسیاری از رهبران سیاسی کشور نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
این کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به اینکه در سالهای اخیر فشارهای اقتصادی و تحریمها تلاش کردهاند نارضایتیهای اجتماعی را افزایش دهند و برخی تحلیلگران غربی تصور میکردند این مسئله میتواند به فاصله گرفتن مردم از ساختار سیاسی منجر شود، تصریح کرد: با این حال در بسیاری از مقاطع حساس، حضور گسترده مردم در صحنههای اجتماعی و سیاسی نشان داده است که پیوند میان بخشهایی از جامعه و ساختار حاکمیت همچنان قابل توجه است.
مظفری با اشاره به اینکه این حضور از نگاه برخی تحلیلگران ناشی از عوامل مختلفی مانند هویت ملی، باورهای دینی و احساس مسئولیت نسبت به امنیت و ثبات کشور است، افزود: در شرایط بحران نیز این مشارکت میتواند به افزایش تابآوری جامعه کمک کند و مانع از تحقق برخی سناریوهای بیثباتسازی شود. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند که سرمایه اجتماعی و مشارکت مردمی یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی در ایران محسوب میشود.
جامعه ایران یک جامعه امت محور است
هراسانیان نیز در بخش پایانی این میزگرد و در پاسخ به سوال آخر گفت: انقلاب اسلامی از ابتدا حرکتی مردمی بوده و بسیاری از تحولات آن نیز با مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه شکل گرفته است. به همین دلیل در تحلیل ساختار قدرت در ایران نمیتوان نقش مردم را نادیده گرفت.
وی با اشاره به اینکه در ادبیات سیاسی کشور گاه از جامعه ایران با عنوان یک «جامعه امتمحور» یاد میشود؛ مدلی که در آن پیوندهای اجتماعی و دینی نقش مهمی در شکلگیری همبستگی ملی دارند، تاکید کرد: در بسیاری از بحرانها نیز این پیوندها باعث شده است که گروههای مردمی و داوطلبانه برای کمک به حل مشکلات وارد میدان شوند و در کنار نهادهای رسمی فعالیت کنند.
این کارشناس سیاسی با بیان اینکه یکی از ویژگیهای مهم چنین ساختاری افزایش تابآوری اجتماعی است، خاطرنشان کرد: در جوامعی که مشارکت مردمی بالا باشد، فشارهای خارجی یا بحرانهای داخلی کمتر میتواند به فروپاشی اجتماعی منجر شود و تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که در شرایط فشار، گاه سطح همبستگی اجتماعی افزایش پیدا میکند و گروههای مختلف جامعه برای حفظ ثبات کشور همکاری بیشتری نشان میدهند.
وی در پایان با اشاره به اینکه در همین چارچوب مفهوم «امنیت مردمپایه» مطرح میشود؛ مفهومی که بر نقش مردم در تولید و حفظ امنیت تأکید دارد و امنیت را صرفاً یک مسئله نظامی نمیداند، خاطرنشان کرد: بر اساس این دیدگاه، امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که میان دولت و جامعه نوعی اعتماد و همکاری متقابل وجود داشته باشد و مردم خود را در حفظ ثبات و امنیت کشور سهیم بدانند.
جنگ رمضان موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر خواهد داد
در مجموع، آنچه در این میزگرد مورد تأکید قرار گرفت، نشاندهنده پیچیدگی و چندلایه بودن تقابلهای جاری در منطقه است؛ تقابلی که صرفاً به یک درگیری مقطعی محدود نمیشود، بلکه ریشه در رقابتهای عمیق سیاسی، ایدئولوژیک و ژئوپولیتیکی دارد. «جنگ رمضان» در این چارچوب، بخشی از یک روند بلندمدت ارزیابی میشود که میتواند به بازتعریف موازنه قدرت در خاورمیانه منجر شود.
همچنین با وجود مطرح شدن سناریوهای مختلف از جمله جنگهای گسترده یا استفاده از سلاحهای غیرمتعارف، بسیاری از تحلیلها بر نقش بازدارندگی، تحولات فناوری نظامی و ملاحظات سیاسی در کاهش احتمال وقوع چنین سناریوهایی تأکید دارند. در کنار این عوامل، نقش مردم و سطح انسجام اجتماعی بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت ملی، اهمیت ویژهای در مدیریت بحرانها و حفظ ثبات ایفا میکند.
در نهایت، آینده این تقابلها به مجموعهای از متغیرها از جمله تصمیمات راهبردی بازیگران، شرایط بینالمللی و تحولات داخلی کشورها وابسته است؛ مسیری که هرچند با عدم قطعیت همراه است، اما بدون تردید تأثیرات عمیقی بر نظم منطقهای و جهانی خواهد داشت.
انتهای خبر/
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰